کارآفرین جوان

 

نویسنده : : ٧:۱٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

تاریخچه کار آفرینی:

در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در کار مأموریت نظامی بودند کارآفرین می خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیت‌هایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره پیمانکاران دولت که دست اندرکار امور عمرانی بودند، از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است.

کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در  نظریه‌های خود تشریح کرده‌اند. ژوزف شومپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 که همزمان با دوران رکود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر کارآفرینی» لقب داده‌اند.


نویسنده : : ٤:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

معرفی کتاب

عنوان :کار آفرینی

نویسندگان : جفری مردیت ، رایت نلسون ، فلیپ نک

ناشر :موسسه کار و تامین اجتماعی

چاپ :چهارم

سال انتشار : تابستان  1376

تیراژ: 10000 جلد

قیمت کتاب : 7500 ریال

تعداد صفحات : 236

توضیحات در مورد کتاب  :

این کتاب برای کسانی  نوشته  شده است  که در حال حاضر مدیرند، یا می  خواهند کارآفرین شوند، یا مشاور مدیریت  هستند و یا میل  دارند مهارت های کارآفرینی را پرورش  دهند. سازمان بین المللی کار مدتها  پرورش قابلیت های کارآفرینی را ترویج می کرده  است  اما کتاب کارآفرینی  اولین انتشارات در این باره  است این کتاب دارای سه بخش  است  که عناوین موضوعات آن به شرح زیر می باشد :

بخش اول : ویژگی های شخصی کارآفرین

-کارآفرین بودن

-هدایت و رهبری

-ریسک پذیری

-تصمیم گیری

-برنامه ریزی کسب و کار

استفاده مفید از وقت

بخش دوم: برنامه ریزی و نظارت مالی

-برنامه کارهای مالی

-ارزش گذاری منابع

-اندازه گیری و نظارت بر استراتژی ها و نتایج مالی

-موفقیت مالی از راه مدیریت انسانی

-ابزار نظارت و تصمیم گیری: سیستم های  اطلاعاتی

بخش  سوم : استفاده از منابع

-تسلط  بر منابع کمیاب

-درک فرصت بازار

بازاریابی فرآورده یا خدمات

-استفاده از منابع بیرونی

نویسنده : : ۱:٥٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

تفکر خلاق

تعریف

تفکر خلاق مهارتی است که شخص از تلفیق مهارت‌های حل مسائل و تصمیم‌گیری از افکار یا روابط نو برخوردار می شود و قدرت کشف و انتخاب راه‌حل‌های جدید را پیدا می‌کند.

انواع:

1ـ تفکر واگرا 2ـ تفکر همگرا

تفکر خلاق با تفکر واگرا رابطه‌ای مستقیم دارد. افراد با تفکر واگرا سعی می‌کنند پدیده‌ها و امور افکار را آن‌چنان که هستند به راحتی نپذیرند، بلکه نگاه متفاوت‌تری داشته باشند و از قالب‌های فکری همسان دور شوند، به عبارتی پدیده‌ها را با چشم و منظر دیگری نگاه کنند.

امّا در تفکر همگرا، فکرهای جدید و نو کمتر راه پیدا می‌کند و افراد امور و پدیده‌ها را آن‌چنان که هستند می‌بینند و می‌پذیرند.

مراحل:

1ـ آمادگی: در مرحله اول افراد به امور پدیده‌های مختلف زندگی دقت و توجّه بیشتری پیدا می‌کنند، به حدی که گاهی پدیده‌های زندگی مدّت‌های طولانی ذهن شخص را به خود مشغول می‌کند.

2ـ مطالعه: در مرحله مطالعه فرد با بررسی و مطالعه بیشتر روابط بین پدیده‌ها را بهتر درک می‌کند.

3ـ تغییر: در مرحله سوم شخص به نوع روابط بین پدیده‌ها که ذهن او را به خود مشغول کرده‌اند پی می برد و با طرح سئوال‌های مختلف در ذهن به نقد و بررسی آن می‌پردازد.

4ـ پختگی: در این مرحله شخص با گذار از مراحل قبلی به درک و شناخت عمیق‌تری از روابط بین پدیده‌ها می‌رسد و گویی پدیده‌ها، جزئی از وجودش شده است.

5 ـ اشراق: در مرحله اشراق شخص به پاسخ‌های ناگهانی دست پیدا می‌کند، معمولاً با کلماتی نظیر «هان»و«یافتم» متجلّی می‌شود.

6 ـ وارسی: در این مرحله فرد به بررسی بهترین ایده‌ای که در مراحل قبلی به آن رسیده است می‌پردازد و درستی آن را مشخّص می‌کند.

7 ـ اجرا: در این مرحله فرد افکار یا ایده‌هایی که موردتأیید واقع شده‌اند را به مرحله اجرا درمی‌آورد.

خصوصیات دارندگان تفکر خلاق:


افراد خلاق ، راه‌هایی را جست و جو می‌کنند که از طریق آن بتوانند فکر خود را به سوی ایده‌های نو و تازه هدایت کنند.

ـ به همه جوانب یک موضوع و مسأله توجه دارند.

ـ در حل یک مسأله تمرکز حواس بیشتری را از خود نشان می‌دهند.

ـ‌ فکرهای بکر را بیشتر از دیگران از خود نشان می‌دهند.

ـ به راه‌حل‌هایی می‌اندیشند که ممکن است از دیدِ دیگران اهمیت چندانی نداشته باشد.

ـ از ربط ایده‌ها و تجربیات مختلف، نتایج جدیدی را می‌گیرند.

ـ افکار و عقاید خود را به راحتی مطرح و از مواجهه با عقاید مختلف استقبال می‌کنند.

ـ‌ برای حل مسایل و مشکلات، راه‌های مختلف را بررسی و تا رسیدن به نتیجه‌‌ی دلخواه تلاش کنند.

ـ خود را محدود به آرای دیگران نمی‌کنند.

ـ همواره کنجکاو و در جست و جوی اطلاّعات جدید و نو هستند.

ـ از قدرت تصویرسازی ذهنی بالایی برخوردارند، تا حدی که به تفکرات خود، عینیت می‌بخشند.

ـ مثبت‌نگر و پرانرژی هستند.

ـ معمولاً برای هر سئوالی آمادگی ارائه پاسخ‌های مختلف را دارند.

ـ سئوال و جواب‌های غیرعادی و غجیب و غریب در آن‌ها بیشتر دیده می‌شود.

راهکارها:

در اینجا راه‌هایی برای گسترش تفکر خلاق ارائه شده است:

ـ اطلاعات و تجارب خود را در موقعیت‌های مختلف گسترش دهیم.

ـ از دیگران و کودکان سئوال‌هایی را بپرسیم که پاسخ‌های متعدّد داشته باشد.

ـ اگر سئوال‌های غیرمعمولی از سوی دیگران مطرح می‌شود، سعی کنیم تا با همکاری خودشان پاسخ‌های جدید و نو را کشف کنیم.

ـ رفتارها و الگوهای افراد خلاّق مثل ابوعلی سینا، دکتر حسابی و... را سرمشق زندگی قرار دهیم.

ـ از فنون ویژة تفکر خلاق مانند «بارش فکری» به خوبی استفاده کنیم. (حمله ذهنی به یک موضوع را بارش فکری می‌گویند).

ـ تصورات ذهنی خود و دیگران را تقویت کنیم، زیرا تصویرسازی کمک می‌کند تا اطلاعات در حافظه بلندمدّت بیشتر ذخیره شوند، برای مثال اگر فرزندمان داستانی از دایناسورها را می‌خواند، از او بخواهیم تصّور کند که میان جنگل قرار دارد، به صدای آنان گوش دهد، بزرگی جثه‌اش را درنظر بگیرد، صدای پای آنان را بشنود و...

ـدر نوشتن داستان یا کشیدن نقاشی و... به جای استفاده از نمونه از طرح‌های خلاّق ذهن خود استفاده کنیم.

ـ هر چه را که می‌‌خوانیم، می‌بینیم و می‌شنویم، مهمترین نکات آن را یادداشت کنیم.

ـ هر فکر جدیدی که به ذهن ما می‌رسد، بنویسیم.

ـ بازی‌های فکری، ساخت اشیا با گِل، مجسمه‌سازی، نقّاشی و داستان‌نویسی موجب شکوفایی ذهن و خلاقیت می‌شوند.

ـ اجازه دهیم هر سئوالی را از ما بپرسند و سئوالات آنان را جدّی بگیریم.

ـ‌ طرح سئوال‌های باز و تکمیل جملات و داستان‌های ناتمام در رشد تفکر خلاق مؤثر است.

ـ به عقاید دیگران احترام بگذاریم و اجازه دهیم که تا حدّ ممکن کارهایشان را با ذوق و سلیقه خود انجام دهند.

ـ ابتکار و تخیل را باور داشته باشیم تا زمینه بروز فعالیت‌های خلاق در جامعه فراهم شود.

ـ سعی کنیم پاسخ‌های ما در مقابل سئوالات دیگران به گونه‌ای باشد که او را به سئوال‌های جدیدتری هدایت کنیم.

ـ‌ فرصت ابتکار و نوآوری را در خانواده و مدرسه و محّل کار به دیگران بدهیم.

ـ از موقعیت‌هایی مانند مسافرت، بازدید از موزه‌ها و رفتن به مکان‌های تفریحی و فرهنگی برای آموزش تفکر خلاق استفاده کنیم.

ـ احساس امنیت، شادی و آرامش از عوامل شکوفایی تفکر خلاّق است، آن عوامل را از خود و دیگران دریغ نکنیم.

ـ هوش، استعداد، مهارت و تلاش‌ جدی، بخشی از عوامل رشد خلاقیت به شمار می رود، امّا ضروری است به ایجاد انگیزه نیز توجه ویژه‌ای داشته باشیم.

ـ توانایی دیگران حتی کودکان را بپذیریم و باور داشته باشیم که هر فرد موجودی منحصر به فرد است و مثل و مانندی ندارد.

ـ وقتی کار و فکر جدید و خلاّقانه‌ای را از دیگران مشاهده کردیم، با تشویق، خوشحالی و شادی خود را ابراز کنیم.

نویسنده : : ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

کار آفرینی

 کارآفرینی فرایندی است که طی آن محصول یا خدمت جدید با نوآوری و خلاقیت به بازار ارائه شود واین کسب و کار مدام در حال رشد و ترقی باشد. بنابراین کارآفرینی یعنی خلاقیت ،آینده نگری ،مخاطره پذیری، آزاد سازی انرژی ذهنی وتبدیل آن به ایده عملی ،دل به دریا زدن واقدام به انجام کار. کارآفرین فردی است با ایده های نو که با تحقیق وتفکر واستفاده از مهارتهای فردی واجتماعی ،وقبول مخاطره ،محصول یا خدمت جدیدی را به جامعه عرضه میکند. اوکسی است که اطلاعات شغلی خود را با قدرت تصمیم گیری وابتکار وبا تکیه بر وجدان کاری توسعه داده ومحیط کاری را محیطی بهره ور، پویا شاداب وخداپسندانه مینماید.

نویسنده : : ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

مهندسی ارزش:

 

در سال 1947 لاورنس دی‌مایلز Lawerence D. Miles، یکی از مهندسین شرکت جنرال الکتریک آمریکا (GE) روشی برای تعیین ارزش یک طرح ارائه داد. شیوه مایلز در آغاز «آنالیز ارزش» نام گرفت. تکنیک آنالیز ارزش، بعدها به نام های دیگری مانند مدیریت ارزش، بهبود ارزش، کنترل ارزش و خرید ارزش به کار رفته است. «مهندسی ارزش» (Value Engineering) نامی بود که نیروی دریایی ایالات متحده امریکا برای این روش برگزید.

خاستگاه اصلی مهندسی ارزش؛ ایجاد کنترل برای مجموع هزینه‌ها در طول عمر محصول (خدمات) است، بدون اینکه کیفیت فدا شود و یا قابلیت اطمینان خدمات کاهش یابد. در مهندسی ارزش فعالیت‌های زیر انجام می‌شود: افزایش توانمندی‌ کارکنان و مدیران به‌منظور شناخت زمینه‌های بهسازی و افزایش خلاقیت در انتخاب و اجرای طرح، افزایش قابلیت ارزیابی هزینه‌های فرصت و بیان کمی آنها،‌ ایجاد فرصتی برای بحث، نظرسنجی و ارزیابی سناریوهای مختلف و مستندسازی دلایل تصمیم‌گیری در انتخاب پروژه‌ها، افزایش ارزش کالاها، خدمات و سرمایه‌گذاری، کاهش هزینه‌ها تا سطح قابل‌قبول، کاهش ریسک، ارائه یک استراتژی مشخص برای موقعیت‌های پیچیده، ارتقای دانش اعضای تیم،‌ تعیین اصول کاهش هزینه‌های آتی پروژه،‌ پیشبرد کار تیمی،‌ امکان ایجاد نقطه‌نظرات مختلف و ایده‌های جدید در بررسی‌ها، دستیابی به توان رقابتی در بازارهای داخلی و بین‌المللی و‌ تامین نیازهای کمی‌وکیفی مشتریان با بهترین قیمت.

مهندسی ارزش، به مجموعه تکنیک های نظام مند و کاربردی اطلاق می شود که برای تشخیص کارکرد یک محصول، خدمت و تولید با حداقل هزینه مورد استفاده قرار گیرند. به عبارتی دیگر؛ «مهندسی ارزش، تلاشی است سازمان یافته که با هدف بررسی و تحلیل تمام فعالیت‌های یک طرح، (از زمان شکل‌گیری تفکر اولیه تا مرحله طراحی و اجرا و سپس راه اندازی و بهره برداری) انجام می‌شود و به عنوان یکی از کارآمدترین و مهم ترین روش‌های اقتصادی در عرصه فعالیت‌های مهندسی، شناخته شده‌است». متدولوژی ارزش، سازمان را قادر به رقابت موثر و کارا در بازار خواهد کرد زیرا با بکارگیری مهندسی ارزش سازمان می‌تواند به اهداف زیر دست یابد: کاهش هزینه، افزایش سود، بهبود کیفیت، افزایش سهم بازار، انجام کار در زمان کوتاهتر و استفاده کاراتر از منابع.

موفقیت سریع تکنیهای مهندسی ارزش و فراگیری آن در آمریکا موجب شد تا در اواخر دهه شصت میلادی، «انجمن مهندسی ارزش آمریکا» (Society of American Value Engineering) بنیان گزارده شود و متعاقب آن قوانین و مقرراتی در رابطه با الزام در اجرای مهندسی ارزش در آمریکا تصویب و به اجرا گذاشته شد. در حال حاضر، براساس قوانین مصوب در ایالات متحده، کلیه سازمانهای اجرایی وابسته به دولت ملزم به ایجاد و بکارگیری روشهای موثر مهندسی ارزش در پروژه‌هایی هستند که با سرمایه‌ای بیش از یک میلیون دلار انجام می‌گیرد.

به طور کلی مهندسی ارزش به عنوان یک ابزار مدیریتی می تواند منجر به نتایج ذیل شود:

1. پایین آوردن هزینه تولید

2. به حداقل رساندن پیچیدگی های تولید

3. کم کردن زمان تولید

4. استفاده از اندیشه ها و خلاقیتها

5. تامین کامل نیازهای مشتری و افزایش رضایت آنها

6. افزایش رضایت و انگیزه همکاران به واسطه افزایش سطح عملکرد آنها

7. بهینه کردن فرایند های کاری

8. کاهش مخارج سرمایه گذاری

9. ارتقاء یا ثبات کیفیت (نه کاهش هزینه به قیمت کاهش کیفیت)

۱0. افزایش سهم بازار و حصول اطمینان برای سود آوری

11. افزایش توان رقابت در بازار.

در دیدگاه مهندسی ارزش، کم کردن هزینه ها به تنهایی مد نظر نیست، بلکه یک تلاش کلی در جهت افزایش ارزش محصول یا خدمت با توجه دقیق به کارکردهای آن مد نظر می باشد. از نقطه نظر مهندسی ارزش، کاهش هزینه ای که مترادف با قربانی کردن کارکردهای مورد نیاز و در نهایت کیفیت باشد، کاهش هزینه خوانده نمی شود.

نویسنده : : ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

 

چرا جوانان از کارآفرینی می‌ترسند؟

 

جوانان معمولاً به خاطر ترس از شکست و ناکامی و نداشتن سرمایه یا فشاری که روی آن‌هاست، یک کار مستقل را شروع نمی‌کنند و محققان بر این باورند که مهمترین دلیل این ترس این است که جوانان امروز الگوی مناسبی از کارآفرینان جوان گذشته ندارند که از آن‌ها پیروی کنند‎.

‎بررسی‌ای که سازمان انگلیسی‎ Enterprise Insight ‎انجام داده درباره این نکته بحث کرده که ادبیات کارآفرینی در دهه 1980 شروع شده ولی دیگر تغییری نکرده و در آن دوره کارآفرینان قدیمی سعی کردند راهی برای نسل بعدی باز کنند. این سازمان می‌گوید کارآفرینان جوان اغلب تمایل دارند که جایگاه خود را در دنیا پیدا کرده و اثری از خود باقی بگذارند اما این ادبیات که مناسب دوره کنونی نیست و ترس از شکست و فشاری که از سوی خانواده، معلم و دوستان برای پیدا کردن شغل بر جوانان وارد می‌شود، باعث شده که آن‌ها از محقق کردن ایده‌هایشان چشم‌پوشی کنند‎.

‎در اینجا این فرض وجود دارد که اکثر جوانان فاقد مهارت‌های تجارتی و کاری هستند از این رو باید کسی مستقیماً آنان را هدایت کند و به آن‌ها یاد دهد که چگونه در این عرصه فعالیت کنند و سیاست گذاران باید بدانند که اگر جوانان حمایت شوند و به کارآفرینی تشویق شوند، بسیاری به شروع یک کسب و کار جدید تشویق می‌شوند‏‎.

‎این به آن معنی است که باید شبکه‌ای منسجم برای جوانان ایجاد شود که بر تحقق ایده‌های جوانان، ارتقای الگوی موجود و خلق فرصت‌های کاربردی و عملی تأکید و تمرکز دارد‎.

‎این سازمان همچنین به ایجاد یک استرتژی ملی برای توسعه کسب و کار در میان جوانان پرداخته است. مدیرارشد اجرایی این سازمان می‌گوید: "ادبیات و مفاهیم دهه 1980 اکنون جوابگوی نیازهای نسل جوان نیست‎."

‎اکنون دو دهه از خلق این ادبیات گذشته ولی ما هنوز از آن دست برنداشته‌ایم و از همان کارآفرینان برای توسعه کسب و کار در سال 2006 استفاده می‌کنیم. او اضافه می‌کند: "البته ما نمی‌گوییم که نمی‌توان از کارآفرینان آن سال‌ها چیزی یاد گرفت اما نکته اینجاست که جوانان بیشتر از افراد هم سن و کسانی که متعلق به نسل خودشان باشند الگو می‌گیرند و گفته‌های آن‌ها را بیشتر قبول دارند." او می‌گوید که نسل جدید افراد جوان که مشتاقند اثری از خود به جا بگذارند و جایگاه خود را پیدا کنند، به درستی نمی‌دانند که یک "کسب و کار" واقعاً چیست‏‎.

‎به گفته این مدیر، فرهنگ جوانان تغییر کرده است و ما باید معنی "کسب و کار" را دوباره تعریف کنیم تا برای انگیزه‌ها و آرزوهای آن‌ها معنی‌دار و با مفهوم باشد. نباید از دیدگاهی که اصلاً مطابق نیازهای روز نیست به آن‌ها نگاه کنیم. ترس از شکست و نوع سیستم آموزشی باعث می‌شود که جوانان به کارهای مطمئن که ریسک آن‌ها کم است تمایل داشته باشند تا به جستجوی فرصت‌های جدید بپردازند‎.

‎او اضافه می‌کند: "ما باید فرهنگی را رواج دهیم که جوانان فعالانه در پی محقق ساختن ایده‌ها و آرزوهایشان باشند‎."

‎ ‎ ‎با نزول وضعیت اقتصادی جامعه دانشجویان مراکز آموزش کارآفرینی با ترک کلاس‌های خود روانه کلاس‌هایی می‌شوند که به نظرشان می‌تواند آینده‌ی مطمئن‌تری برای آن‌ها داشته باشد. در زیر 8 دلیل برای رهایی از ترس شروع یک کسب و کار آمده است‏‎:

1- ‎تجربه کسب می‌کنید! شروع و اداره کسب و کار شخصی راهی است به سوی کسب تجارب ارزشمند‎.

2- ‎چیزی از دست نمی‌دهید، اکثر دانشجویان هزینه‌های خود را از طریق والدینشان تهیه می‌کنند و به طور کلی آن‌ها موظف به پرداخت هزینه‌های زندگی نیستند. به همین دلیل در بدترین شرایط حتی اگر کسب و کار شما با شکست رو به رو شود، شما تجاربی خواهید داشت که شانس موفقیت شما را در آینده افزایش خواهد داد و اتفاق خوبی که می‌توانید انتظار آن را داشته باشید، آن است که به سرمایه‌دار بزرگی تبدیل شوید‎.

3- ‎طبق گفته‌ی "توماس استینلی" و "ویلیام دنک" نویسندگان کتاب "مغز میلیونر"، 3/2 میلیونرها کارآفرین هستند اگر شما به فکر کسب و پول بسیار هستید، باید کارآفرین باشید. به این ترتیب شما علاوه بر حقوق از مزایا و محاسن زیادی برخوردار خواهید شد، شما حتی می‌توانید طرح کسب و کارتان را بفروشید. "مایکل فاردیک"، کارآفرین جوان موفق، در 16 سالگی توانست طرح شغلی خود را به قیمت یک میلیون دلار بفروشد‎.

4- ‎ارزش و اعتبار شما افزایش می‌یابد. شروع کسب و کار در دوران تحصیلی‌تان، ارزش چیزی که از آن به شما تعبیر می‌شود، را افزایش خواهد داد. برای مثال یک فرد معتبر می‌تواند کتابی را به چاپ برساند یا در شرکت‌ها و ادارات به مقامات بالا دست یابد‎.

5- ‎ایجاد و انجام یک کسب و کار سودمند در مدت زمان طولانی نسبت به استخدام شدن در شغلی ریسک کمتری را متوجه شما می‌کند. برای مثال کافی است فقط به آمارهای اقتصادی اخیر توجه کنید. ده‌ها هزار نفر از کار اخراج شده‌اند. اما من می‌توانم تضمین کنم که صاحبان کسب و کارهای سودمند، هنوز مشغول کار خود هستند. آن‌ها آخرین کسانی هستند که در طوفان‌های اقتصادی غرق می‌شوند. صاحبان کسب و کار موقعیت‌های زیادی برای جذب و دریافت پول دارند، در حالی که حقوق شما به عنوان یک کارمند استخدام شده، تنها از یک مسیر تامین می‌شود و این همان جنبه ریسک‌پذیر بودن مسئله می‌باشد‎.

6- ‎شما خیلی چیزها در مورد خودتان یاد می‌گیرید، چیزهایی می‌آموزید که هرگز در مدرسه به شما آموزش داده نمی‌شود. علاوه بر این کارآفرینی ترکیبی از تمام سیاست‌های مورد نیاز برای یک شغل است و نیازمند اطلاعاتی در مورد بازاریابی، حسابداری، مدیریت و اجرا می‌باشد و داشتن اطلاعاتی در مورد این مسائل دید شفاف و روشنی نسبت به اطراف تان به شما می‌دهد و شما می‌توانید در مورد رشته‌ی تحصیلی مورد علاقه‌تان در آینده و همچنین هدف‌هایتان بهتر تصمیم بگیرید‎.

7- ‎صاحب اختیار هستید. قوانین را شما تعیین می‌کنید. این شما هستید که ساعات کاری و افراد مورد نیاز را انتخاب می‌کنید. شما می‌توانید کسب و کارتان را مطابق با علایق‌تان بسازید. اگر به هنر علاقه‌مند هستید، کسب و کاری مربوط به طراحی ایجاد کنید، اگر به بازاریابی علاقه دارید، کالایی را انتخاب یا تولید کنید و آن را بفروشید و اگر به نویسندگی علاقه دارید، کتابی بنویسید و آن را منتشر کنید و به فروش برسانید‏‎.

8- ‎شما بزرگ می‌شوید. من به شخصه به سبب ایجاد کسب و کار، از نظر فکری رشد بسیاری کردم. پیش از این به سختی در مقابل یک جمع سخن می‌گفتم ولی اکنون یکی از مواردی است که بسیار به آن علاقه دارم. کسب و کار من سبب شد که خیلی چیزها در مورد خودم یاد بگیرم. من اکنون می‌دانم که برای همیشه می‌توانم کارآفرین باشم و به موفقیت دست یابم‏‎.

نویسنده : : ٩:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۸ آبان ،۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نویسنده : پرشین بلاگ : ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم